یه دخمل تنها

 
نویسنده : ستایش - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ،۱۳٩٢
 

 
 
من و تو ما نیستیم
نویسنده : ستایش - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ تیر ،۱۳٩٢
 

وقتی طرفت از تو سرد میشه صددرصد از یه جایی دیگه داره گرم میشه.....

سلام خدمت به همه دوستان گللللللللللللل خوبید ؟ من ک خوبم نیشخند استوار تر ازهمیشه هم هستمممممممممممممممم

ب تاوان دل شکسته ام هزار دل میشکنم گناهش هم گردن کسی ک دلم را شکست ....


ب وقتی چیزی رو دوست داشته باشم همه تلاشمو برای بدست اوردنش میکنم حتی اگه مال من نشد نابودش میکنم تا مال هیشکی نشههههههههههههه این یه قانونه

خدا جونم کجایییییییییییی؟

 



 
 
منو حالا نوازش کن
نویسنده : ستایش - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ،۱۳٩٢
 

منو حالا نوازش کن ک این فرصت نره از دست شاید این اخرین باره ک این احساس زیبا هست .... منو حالا نوازش کن همین حالا ک تب کردم اگر لمسم کنی شاید ب رویای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدونم قــــــــــــــــسمتم اینه (ابی)

 

اززندگی با خاطراتت میترسیدم الان دقیقا همون حسه )))خدایااااااااااااااااااااا


 
 
شببخیر عشقم
نویسنده : ستایش - ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٢
 

ب  ن میتونم از این احساس رها شم تا تو تنهاشی ن اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی نمیتونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

نمیدونمم باور نمیکنم نمیتونم باوکنمممممممممم شببخیر

عشق من





 
 
با من قدم بزنننننن
نویسنده : ستایش - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢
 

ا من قدم بزن تو این پیاده رو من عاشقت شدم از پیش من نرو هر جا بری میام دلگرم و بی قرار بی من سفر نرو تنهام دیگه نزار تو با منی هنوز عطر تو با منه فردا داره به ما لبخند میزنه

عاشق این اهنگممم دوستتون دارم بوووووس


 
 
با من باش
نویسنده : ستایش - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٢
 

 

 درد من تنها و تنها برای من است

تو ن انرا میبینی ن میتوانی حسش کنی

و نه رنج حاصل  از ان را تحمل کنی 

اما..... باور کن میتوانی با بودنت
 تحملش را برای من (اسان) کنی



 
 
دلم گرفته
نویسنده : ستایش - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ،۱۳٩٢
 

بتو ربطی نداره من چ خیالی میکنم

عقده ها و هــــــــــوس هامو با کی خـــــــالی میکنم

هربلایی ک به سرم اوردی میاد به سرت

میاد روزی ک تورو غمگین ببینم زبانزبان


delam ajib gerefte....


 
 
امید
نویسنده : ستایش - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ،۱۳٩٢
 

نبودن یه ادمایی تو زندگی خیلی ازار دهنده هست خیلی سخته اما ادم عادت میکنه ووو نمیدونم تا کی باید اشتباه کنیم و چوب اون اشتباهاتو بخوریم امااین سختی ها تموم میشن ...هنوزم گاهی حس دلتنگی و یه امیدی میاد سراغم اما بعد یه مدت خودش میرهه


 
 
تو ک نمیدونی
نویسنده : ستایش - ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٢
 

اولین باره حس میکنم بدجوری دبم گرفته....یاد یکی افتادم ک بمیرمم واسش مهم نیست تروخدا ببین زندگی چیکار ادم میکنه ...... چقد غرورمو بشکنم باو!!!خسته شدم عشقم چقدر دوست دارم و تو ازم متنفری ....چقد من ساده هستم و از روی عشق با توام تو میگی مزاحم ...باشه برو دیگه قیدتو زدم کـــــــــــــــــاش باز برگردی

یه امیدی ته دلم هست اما....ازم بدت میاد اما هنوز اون عاشق دیونم



 
 
دلم واست تنگ شده....
نویسنده : ستایش - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ تیر ،۱۳٩٢
 
" ببوسمت "

 

  دلم لحظه ای را می خواهد !



  که تو باشی ...



  همین کنار نزدیک به من



  درست روبروی چشم هایم



  همنفس نفسهایم



  خیره شوم به لبهایت



  دست بکشم به تک تک اعضای صورتت



  بعد چشمهایم را ببندم و ...



  " ببوسمت "



  آن لحظه دنیای من تمام می شود .



 " به خدا که واقعاً تمام می شود "


 
 
چقدخوبه ها....
نویسنده : ستایش - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ تیر ،۱۳٩٢