یه دخمل تنها

شــــبـــ های قـــــدرـــ
نویسنده : ستایش - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ،۱۳٩٢
 

وقتـــــی بساطــ  گریهـــ مهیـــا میشود وقــــتی ک بغضـــ بین گلــو جا میشود

وقتــــی تمام شب بهــ  در خانهــ  کـریمــ  درمیزنــد گدایی و دریــ  باز نمیــــشود

وقتــــــی پســـ  از مـــــعاینهــ هـــا گویدتـــ  طبیبـــ   این قلبــ مرده مداوا نمیشود

یــک راهــ   ماندهـــ   بهر تـو ان همـــ  زیارت اســـــــــــــت

میگن این شبا قشنگترین وعزیزترین شب ساله

هرچی دعامیکنی توی این شبا مستعجاب میشه

بچه ها تورو خدا دعاکنید:

 واسه من

 واسه خودتون

 واسه جوونا

واسه همه اون بچه هایی ک سایه ای بالای سرشون نیست

چرا فقط این شبا مومن میشیم؟

خدانزدیکتره به رگ گردنمون

 خدایا میدونم میدونم ک چقد دوسم داری

 میدونم باهامی

 میدونم چقدر بخشنده ای

میدونم و گاهی بهت پشت میکنم خدایا منو ببخش الهی العفو 

 واسه همه وقتایی ک بهت ژشت کردم واسه همه وقتایی ک فراموشت کردم خدایا دست منو بگیر میدونی ک چقد بهت احتیاج دارم ؟

برای همتون دعا میکنم منم محتاج دعاهاتونم