منو حالا نوازش کن

منو حالا نوازش کن ک این فرصت نره از دست شاید این اخرین باره ک این احساس زیبا هست .... منو حالا نوازش کن همین حالا ک تب کردم اگر لمسم کنی شاید ب رویای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه همه اشکاتو میبوسم میدونم قــــــــــــــــسمتم اینه (ابی)

 

اززندگی با خاطراتت میترسیدم الان دقیقا همون حسه )))خدایااااااااااااااااااااا

/ 8 نظر / 26 بازدید
پسر روشن آب

هر رابطه ای ؛ به هر دلیلی برایت تمام شد ! پی اش را دیگر نگیر هیچ شوک مصنوعی ! آدمها و رابطه های مرده را زنده نمی کند . . .

دریکزاد

ممنون خوبم شما که خوبین ؟ عشق ادم رو داغ میکنه ولی دوست داشتن پخته هرداغی روزی سرد میشه ولی هیچ پخته ای خام نمیشه سعی کنیم گذر ایام پختمون کنه

بهاره

یه ترانه که دلنوازه با یه عالم حرفهای تازه به میون قلبهای سنگی جاده ای از عشق میسازه ناراحت نباش عزیزم امیدوارم اوضاع اونطور که تو میخوای پیش بره [گل][قلب]

zahra

از عذاب بی تو بودن،در سکوت خود خرابم دوری از صورت ماهت،هر نفس میده عذابم خاطرات با تو بودن شب و روز میاد بخوابم اینه آخرین کلامم ،بخدا بی تو خرابم....

zahra

شبامون آيه بيداري شدن روزامون ساكت و تكراري شدن همه درها رو به ديوار وا مي شه لحظه ها لحظه بيزاري شدن هوا مسمومه و ماتم مي ياره واسه موندن ديگه جايي نداره آسمون رنگ گل لاله گرفته مهربوني ره صد ساله گرفته جاي شادي رو ديگه ناله گرفته

zahra

نمی‌دانم دلم تنگ است دلم در آرزوی یک نگاه پاک وبی رنگ است نمیدانم گناهم چیست ازاین تشویش می‌لرزم خداوندا درونم کیست چرا یک لحظه آرامش فراهم نیست چرا شادی وغم همسنگ گردیده خداوندا کجا ماها خطا کردیم کجا برخود جفا کردیم نمی دانم نمی‌دانم وازین تشویش چون دریای نا آرام به خود می پیچم وبر خویش می‌غُرم تباه گشته چرا عمرم ...

zahra

خدایا خودمونیم ها اگه من نبودم این همه غمت رو ،روشونه ی کی میذاشتی...

zahra

خدارو شکر نه آرزوی کسی ام نه آویزان کسی